| توعشق اولم نیستی | ... |
عادت داشت اگر یک روز
خانه نمیآمد
حتماً فردا با یک دسته گل
به دیدن همسرش میرفت..
به همسرش گفته بود..
تو عشقِ اولم نیستی
اول خُدا
بعد سیدُالشهدا
بعد شُما…❤️?
#شهید_حمیدسیاهكالیمرادی?
| [سه شنبه 1398-11-15] [ 03:43:00 ب.ظ ] |
|
خاطرات خاکی
خاطرات هشت سال دفاع مقدس در سنگر جبهه و شهادت شهدای مطهر
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عادت داشت اگر یک روز خانه نمیآمد حتماً فردا با یک دسته گل به دیدن همسرش میرفت.. به همسرش گفته بود.. تو عشقِ اولم نیستی اول خُدا بعد سیدُالشهدا بعد شُما…❤️?
#خاطرات_شهدا ?از من و قلمم بر نمی آید تا قصه سالهای خون و خاطره را روایت کنم . چیزی شبیه #شرم دستم را وقت نوشتن پس می زند. من چگونه می توانم یک ثانیه از اضطراب #غواص های شجاع حاج قاسم را روایت کنم وقتی دل به دریای خروشان #اروند می زدند، در «شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل!" ?#غواص های لشکر ثارالله تصمیم گرفته اند در همین هوای منقلب خط فاو و پشت صدام را یکجا بشکنند. حاج قاسم باید غواص هایش را با تاریک شدن هوا آرام و بی صدا از رود عبور دهد تا خط دشمن را تصرف کنند و محسن رضایی رمز “یا فاطمه الزهرا” را به همه نیروهای عملیات اعلام کند و ناگهان صدها قایق تیزرو با مردانی مصمم مثل گلوله به سمت شبه جزیره فاو عراق حرکت کنند و با رخنه در لشکر صدام، خبری دنیا را تکان بدهد که «مردان قورباغه ای ایران از اروند گذشتند، فاو را به تلافی خرمشهر گرفتند تا ام القصر و بصره در تیر رس شان باشد و راه عراق را به دریای آزاد قطع کنند» #رمز_یافاطمه_الزهرا_س #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی #لشکر_۴۱_ثارالله_کرمان
بچه ها وقتی سردشت بودن برای بردن مهمات به بالای کوه به هم کمک میکردن.. ? #شهید_مدافع_وطن
? #شهیدبرونسی یک بار خیلی دیر از منطقه به خانه آمد، شب همه خوابیده بودیم که متوجه شدم صدای شهید میآید، در خواب با کسی صحبت میکرد و میگفت، “#یازهرا(س)". ? چند بار صدایشان کردم اما اصلاً متوجه نمیشدند، در حال و هوای خودشان بودند وقتی توانستم بیدارشان کنم، ناراحت شد، به سمت اتاق دیگری رفت، من نیز پشت سرش رفتم، دیدم گوشهای نشست، اسم حضرت #فاطمه(س) را صدا میزد و از شدت گریه، شانههایش میلرزد، آرامتر که شد، به من گفت: چرا بیدارم کردی، داشتم #اذن_شهادتم را از بی بی #فاطمه(س) میگرفتم. ✍ #به_روایت: همسر بزرگوار شهید #شهید_عبدالحسین_برونسی ? ? ? ? ? ? ? ?
⭕#شهیدی_که_برای_آب_نامه_می_نوشت در دوران دبستان، مادربزرگ آخرین تکیهگاهش را.. در جوانی هم برادرش را در حادثه تصادف از دست داد.. تک و تنها..? با خودم میگفتم یوسف که کسی را ندارد، برای چه کسی #نامه مینویسد؟ آن هم هر روز… دست مرا گرفت و قدم زنان کنار ساحل #اروند برد . نامه را از جیبش در آورد، داخل آب ریخت . چشمانش پر از اشک شد و آرام گفت: من برای آب نامه مینویسم . کسی را ندارم که ….. ?? ?#شهیدیوسف_قربانی? شـادی روح شهدا صلوات
?#بـرگـےازخاطـرات_شـهـید
الان #خانه هر مجاهد عراقی که بروی، سه عکس میبینی: #امام_خمینی(ره)، #شهیدصدر و #شهیداسماعیل_دقایقی. ???????? ?شـادی روح شهدا #صلوات
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||